وقتی درمان از «ضرورت» فاصله میگیرد
در سالهای اخیر، خیلی از مراجعان دندانپزشکی با یک تجربه مشترک روبهرو شدهاند؛ برای یک مشکل نسبتاً ساده مثل درد خفیف، پوسیدگی کوچک یا ترمیم قدیمی به مرکز درمانی مراجعه میکنند، اما در نهایت با لیستی طولانی از درمانها و هزینهها مواجه میشوند که بسیاری از آنها نهتنها ضروری نیستند، بلکه باعث خستگی، نگرانی و فشار مالی بیمار هم میشوند.
به این وضعیت «درمان بیش از حد» یا «درمان غیرضروری» گفته میشود؛ یعنی انجام اقداماتی که با توجه به شرایط فعلی بیمار، واقعاً لازم نیست.
در چنین فضایی، بیمار فقط بهدنبال پر کردن یک دندان یا انجام عصبکشی و روکش نیست؛ او بهدنبال درمانگری است که صداقت را در اولویت قرار دهد، نیاز واقعی را تشخیص دهد و فقط درمانی را پیشنهاد کند که برای سلامت، عملکرد و آسایش او ضروری است؛ نه لیستهای طولانیای که بیشتر روی کاغذ جذابند تا در عمل.
چالش تشخیص درمان ضروری از درمان غیرضروری
بسیاری از بیماران موقع مراجعه به دندانپزشکی، در موقعیتی قرار میگیرند که امکان قضاوت دقیق بین درمان ضروری و غیرضروری را ندارند؛ و این کاملاً طبیعی است.
بیمار متخصص دندانپزشکی نیست، اطلاعات فنی ندارد و ناچار باید به نظر درمانگر اعتماد کند. اما زمانی که این اعتماد با پیشنهاد درمانهای متعدد و سنگین همراه میشود، مجموعهای از سؤالها در ذهن بیمار شکل میگیرد:
- آیا واقعاً همه این درمانها لازم است؟
- اگر پیش دندانپزشک دیگری بروم، همین طرح درمان به من پیشنهاد میشود؟
- چرا حجم درمانها از چیزی که فکر میکردم و انتظار داشتم، بیشتر است؟
این سؤالات فقط نشانه تردید نیستند؛ درواقع یک زنگ هشدارند که میگویند بیمار نسبت به احتمال «درمان بیش از حد» حساس شده و بهدنبال معیارهایی برای انتخاب بهتر است.
یکی از مهمترین این معیارها، اطمینان از این است که دندانپزشک فقط در صورت وجود ضرورت واقعی، درمان را پیشنهاد و اجرا میکند.
تمرکز بر ضرورت واقعی درمان
در دندانپزشکی مبتنی بر صداقت، نقطه شروع هر طرح درمان، یک سؤال ساده اما اساسی است:
«این بیمار، در حال حاضر واقعاً به چه درمانی نیاز دارد؟»
پاسخ به همین سؤال، مرز روشنی ایجاد میکند بین درمانهای:
- واقعاً ضروری و کمککننده
- و درمانهای اضافه، زودهنگام یا غیرضروری
در این رویکرد:
- هر درمان باید توجیه علمی، منطقی و قابل توضیح داشته باشد.
- هر اقدام باید در جهت رفع یک مشکل مشخص (درد، عفونت، پوسیدگی فعال، نازیبایی آزاردهنده، یا اختلال عملکرد) باشد.
- هر تصمیم باید با در نظر گرفتن شرایط کلی بیمار (سن، وضعیت سلامت عمومی، شرایط مالی، اولویتها و انتظارات) گرفته شود.
به جای اینکه از همان ابتدا یک لیست بلند از درمانها روی کاغذ نوشته شود، یک مسیر منطقی و مرحلهبهمرحله تعریف میشود:
از ضروریترین درمانها شروع میشود و در هر مرحله بیمار میداند چرا این اقدام برای او در نظر گرفته شده است.
پرهیز از تحمیل هزینههای اضافی به بیمار
درمان غیرضروری فقط یک بحث علمی یا حرفهای نیست؛ مستقیماً با زندگی روزمره، آرامش روانی و وضعیت مالی بیمار گره خورده است. وقتی برای بیماری که به یکسری درمانها نیاز فوری ندارد، اقدامات اضافی تعریف میشود، در واقع دو نوع فشار همزمان به او وارد میشود:
- فشار جسمی و روحی ناشی از جلسات بیشتر، بیحسیها، درد و استرس درمان
- فشار مالی ناشی از هزینههایی که میتوانست اصلاً تعریف نشود
به همین دلیل، یک اصل مهم در دندانپزشکی اخلاقمدار این است که:
- طرح درمان تا حد امکان در چارچوب ضرورت واقعی و منطق طراحی شود.
- بیمار بهخاطر درمانهای غیرضروری درگیر بدهی، استرس مالی و نگرانی از آینده نشود.
- قبل از شروع درمان، تصویر شفافی از مراحل، اولویتها و حدود تقریبی هزینهها به بیمار داده شود.
این نوع نگاه، بهتدریج حس اعتماد واقعی ایجاد میکند؛ اعتمادی که بر پایه «عدم تحمیل درمان و هزینه اضافه» شکل میگیرد و باعث میشود بیمار با آرامش و اطمینان بیشتری درمانهای لازم را بپذیرد.
صداقت در توضیح گزینهها و حق انتخاب بیمار
یکی از مهمترین نقاطی که در آن «درمان بیش از حد» رخ میدهد، زمانی است که گزینههای درمانی بهطور کامل، شفاف و قابل فهم برای بیمار توضیح داده نمیشوند. در حالی که یکی از حقوق اصلی بیمار این است که:
- بداند چه گزینههایی برای درمان وجود دارد.
- مزایا و معایب هر گزینه چیست.
- و تفاوت بین «آنچه لازم است» و «آنچه صرفاً امکان انجامش وجود دارد» را بهروشنی درک کند.
در یک فرآیند درمانی صادقانه:
- اگر چند راهحل درمانی برای یک مشکل وجود داشته باشد، همه آنها با زبان ساده برای بیمار توضیح داده میشوند.
- محدودیتها، ریسکها و دوام هر گزینه گفته میشود تا بیمار با چشم باز تصمیم بگیرد.
- مشخص میشود کدام درمان حداقل مداخله لازم است و کدام درمان، انتخاب اختیاری یا لوکستر محسوب میشود.
نتیجه این نگاه، چیزی فراتر از یک برگه طرح درمان است؛ بیمار احساس میکند دیده شده، شنیده شده و در تصمیمگیری درباره دهان و دندان خودش نقش دارد، نه اینکه صرفاً مجری یک نسخه آماده باشد.
اصل «کمتر، اگر کافی باشد، بهتر است»
در دندانپزشکی مبتنی بر اخلاق حرفهای، یک اصل مهم وجود دارد:
اگر یک درمان سادهتر و کمتر، برای حفظ سلامت و راحتی بیمار کافی باشد، همان گزینه در اولویت است.
به زبان ساده:
- فقط وقتی سراغ درمانهای گستردهتر، پیچیدهتر و پرهزینهتر میرویم که واقعاً ضرورت علمی و عملی داشته باشند.
- وجود تکنولوژی و امکان انجام یک درمان، بهتنهایی دلیل کافی برای توصیه آن نیست.
- گاهی حفظ ساختار طبیعی دندان با یک درمان محافظهکارانه، بسیار ارزشمندتر از انجام درمانهای تهاجمی و سنگین است.
تأکید ما بر صداقت و پرهیز از درمانهای غیرضروری
خانم دکتر اسکینی بهعنوان دندانپزشکی که سالها با مراجعان مختلف و شرایط درمانی گوناگون مواجه بوده است، تأکید ویژهای بر اصل «ضرورت درمان» و «صداقت با بیمار» دارد. در رویکرد حرفهای، قبل از تعریف هر درمان، این سؤال مطرح میشود که آیا این اقدام واقعاً به نفع بیمار است و آیا میتوان با مداخله کمتر، به نتیجهای ایمن، منطقی و قابل قبول رسید یا نه.
در تعامل با بیماران، دکتر تلاش دکتر باید تلاش کند تا :
- درمانهای غیرضروری یا زودهنگام را کنار بگذارد.
- گزینههای درمانی را با زبان ساده و قابل فهم توضیح دهد.
- بین آنچه «الزاماً لازم است» و آنچه «میتواند بهعنوان انتخاب اضافه انجام شود» تفاوت قائل شود.
این نگاه، باعث شده بیماران در کنار دریافت درمانهای لازم، احساس امنیت و اعتماد بیشتری نسبت به روند درمان خود داشته باشند؛ احساسی که بر پایه احترام به حق انتخاب بیمار و پرهیز جدی از درمان و هزینههای غیرضروری شکل گرفته است.







